طنز؛ عالم سنگین وزن بی عمل!

طنز؛ عالم سنگین وزن بی عمل!
طنز عالم سنگین وزن,طنز جالب,طنز

مطالب طنز,طنز؛ عالم سنگین وزن بی عمل،الان یه طوری شده که آدم واسه هر کاری که انجام می ده باید قبلش کلی تحقیق کرده باشه و اطلاعاتت جمع کنه. آخه کارها خیلی تخصصی شده، همین جوری بی گدار که نمی شه به آب زد؛ مثلا خود من الان چند ساله تصمیم گرفتم یه ده کیلویی لاغر کنم، ولی خب لاغر کردن که به همین راحتی ها نیست.

آدمه دیگه، به یه آه و نفس بنده! یه اشتباه کوچیک بکنی، کل سیستم بدن آدم می ریزه به هم؛ بعد هم خب معلوم دیگه «چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار» سلامتی آدم به خطر می افته.

اون روزها که هنوز اضافه وزنم 3 تا 4 کیلویی بیشتر نبود، نشستم پشت کامپیوتر و گشتم دنبال یه روش لاغری بلندمدت و با ثبات. خیلی گشتم تا اینکه بالاخره رسیدم به کالری شماری. شما می دونین چقدر طول کشید تا من اون جدول دراز ارزش کالری رو بالاخره حفظ شدم؟ وقتی کارم تموم شد و قشنگ دستم اومد که اگه روی یک کف دست نون یه قاشق خامه بمالم، چند کالری می شه و واسه سوزوندنش چقدر باید بدوم، اضافه وزنم رسیده بود به 8-7 کیلو و مجبور بودم دنبال یه روش سریع تر بگرم.

این بود که افتادم دنبال مطالعه درباره ورزش هایی که به کاهش وزن کمک می کنن. یه ورزشی که هم لاغر کنه، هم باعث نشه آدم دیسک کمر و زانو درد بگیره. زانو که می دونین اگه خرا ببشه، دیگه به این راحتی ها درست شدنی نیست.

جمع کردن اطلاعات درباره ورزش از اون کارهای خیلی سخت بود؛ آخه فقط خود ورزش که نبود، انتخاب کفش و لباس مناسب و استاندارد برای ورزش هم بود. این شد که دوباره بست نشستم جلوی کامپیوتر و ساعت ها روی پیاده روی، زومبا، ایروبیک، پیلاتز، کیک بوکسینگ و هر چی که باعث می شد آدم تکون بخوره و چربی بسوزنه مطالعه کردم. وقتی کارم تموم شد، اضافه وزنم رسیده بود به 12-10 کیلو و از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون، نای بلند شدن از روی صندلی رو هم نداشتم؛ چه برسه به روزی یک ساعت ورزش!

چند نفری از دوستان که خودشون در امر لاغری به موفقیت هایی رسیده بودن به من گفتن که حالا دیگه وقت گرفتن رژیم های سریعه، رژیم 3 روزه داریم، 5 روزه، حتی 15 روزه که عین معجزه می مونن و همه چی رو درست می کنن. این شد که باز نشستم جلوی کامپیوتر تا این دفعه درباره رژیم های سریع و خیلی سریع تحقیق کنم.

بعد از یه مدت فهمیدم که رژیم سریع چیزی نیست جز گشنگی کشیدن مودبانه؛ البته من یه مدلش رو خیلی دوست داشتم که می گفت هر وقت گشنه تون شد، برید بستنی بخورید. اینقدر بستنی بخورید تا از بستنی زده بشید و اونجاست که لاغر می شید! اون وقت شما فکر می کنین احتمال زده شدن من از بستنی چقدره؟!

بگذریم تا بیام مطالعه روی انواع رژیم ها رو تموم کنم و پرینت مطالبی رو که جمع کرده بودم بگیرم، اضافه وزنم رسید به 15 کیلو و حالا بچه ها می گن دیگه رژیم خالی هم فایده نداره و باید دارو مصرف کنم!

مطالعه روی داروها رو خیلی دوست دارم. با کلی کشورهای دور دست و گل و گیاه های عجیب و غریب آشنا شدم؛ مثلا شما می دونین یه چیزی شبیه به انجیر توی تبت درمیاد که وقتی بخورین، دنبه رو تبدیل به دی اکسید کربن می کنه؟! تازه همه اش که این نیست؛ اینطوری که مطالعات من نشون می ده، بعضی از این گیاه ها غیرممکن بود اگه جایی غیر از لب چشمه آب حیات، سبز می شدن، این همه خاصیت داشتن و معجزه ��ی کردن! مگه الکیه! زیستگاه یکی از این علف هایی که از چین میارن، روی لبه پرتگاه و مشرف به محل سکونت یه اژدهاست. همه خاصیتش هم واسه بی ادبی اون جانور آتش زاست که پاش ریخته شده.

همینطور که در مطالعاتم روی گیاهان دارویی لاغرکننده متمرکز بودم، یکی از دوستان تذکر داد که اضافه وزنم رسیده به 20 کیلو و الان دیگه کار از کار گذشته و دارو هم فایده نداره و باید برم معده ام رو کوچک کنم. اصلا احتیاجی به ترازو و تذکر دوستان نیست.

این روزها کمرم درد می کنه، زانوی چپم درد می کنه، بیخود و بی جهت خسته و بی حوصله ام؛ اما عمل هم که به این راحتی نیست، کلی مطالعه و آمادگی لازم داره. اول بذارین یه خرده درباره اش تحقیق کنم بعد بهتون می گم برنامه ام چیه!

منبع : movafaghiat.com
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه